هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

396

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

و شتابانى در امر هدايت . توئى آنكه به هنگام ركوع بخشيدى ، پس جانهاى مردم فداى تو باد اى بهترين ركوع‌كننده . انگشتر فرخنده‌ات را اى بهترين سرور ، و اى بهترين خريدار و اى بهترين فروشنده . پس خداوند دربارهء تو بهترين ولايت را فرود آورد ، و آن را در محكمات احكام دين ثبت نمود » . ( 1 ) اينها علاوه بر حديث « دار » است كه گروهى از بزرگان محدثان و مورخان اهل سنت مانند طبرى و ابن اسحاق و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و ابو نعيم و بيهقى و نسائى و ثعلبى در تفسيرش و صاحب سيرهء حلبيه و ديگران ، به درستى آن اعتراف نموده‌اند . و نيز حديث « انت منى بمنزلة هارون من موسى » كه در آن مىفرمايد « سزاوار نيست من بروم مگر آنكه تو جانشين من باشى » ، و مناسبتهاى ديگرى كه در آنها گاه به خلافت وى پس از خودش تصريح مىكند و گاه به اين مسأله به گونه‌اى كه بيشتر مردم دريابند اشاره مىفرمايد . پيشتر در هنگام سخن از دعوت پيامبر براى عموها و عموزادگانش يادآور شديم كه اگر مسلمانان پس از پيامبر على را به خلافت پذيرفته و كليدهاى قدرت را به او تسليم نموده بودند « حديث دار » به تنهائى مانند نصوص قرآن مىگشت كه باطل از پيش و پس بدان راه نمىيابد ، ولى از آنجا كه خلافت اسلامى از جهت قانونى خود منحرف گشت و به صورتى كه انجام شد درآمد ، مسلمانان و محدثان و حتى فقيهان به تحريف آنچه تاويل‌بردار نبود و تأويل آنچه تأويل‌پذير بود روى آوردند - اگر چه با حق و واقعيت و دهها قرينه كه از همه سو گرد آن را گرفته بوده مخالفت داشته باشد - تا با آنچه روى داده هماهنگى كنند ، اگر چه آنچه روى داده بر روى پيكر بىگناهان و شايستگان برپا گشته باشد . در هر عصر و زمانى كار بدين گونه است كه اگر قوى بر ناتوان و بىحق بر حقدار چيره شود ، افكار عمومى همواره در كنار